نیلوفر نیلوفرانه شد

نیلوفر نیلوفرانه شد

نویسنده : محمد حسن مجدی نسب   زمان و تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۳۹۲   

برای ملاقات با ایشان به خواهرش متوسل شدم وتلفن اورا بدست اوردم برایش پیامک فرستادم واز ایشان خواهش کردم مرا جهت ملاقات حضوری بپذیرند با تواضعی که در خانواده ایشان موروثی است مرا پذیرا شدند ووعده دیدار ما برای ساعت ۹ شب ۱۳۹۲/۱۰/۲۴
تعیین گردیدبرای انجام این ملاقات باید به تهران می رفتم یک روز قبل از ملاقات به تهران رفتم وراس ساعت تعیین شده خدمت ایشان رسیدم با استقبال شیرین ایشان وشوهر خوبش مواجه شدم وبه گرمی جنوبی ها که خصلت نیک آنهاست مرا پذیرا شدند محفل مارا دختر کوچولوی دوست داشتنی اش عسل خانم شیرین کرده بود دختری که هوش وذکاوتش در سن چهار سالگی در سیمایش هویدا بود ودر انتهای مصاحبه از ما عکس یادگاری گرفت وجواب سوال ریاضی مرابا سن پایین اش جواب داد به ایشان گفتم بنده با فرهیختگان خاندان مجدی مصاحبه هایی انجام داده ام تا خوانندگان محترم سایت با آنها بیشتر آشنا گردند واکنون از شما خواستارم اجازه شروع مصاحبه رابه بنده بدهید وایشان فروتنانه فبول نمودند در خانه ایشان سعادتی نصیب من شد تا با یکی از نوابغ این خانواده که رتبه دوم کشوری امسال را در رشته علوم تجربی کسب کرده بود ملاقات نمایم جناب اقای علی عجم فرزند دکتر نسترن مجدی نسب ومهندس حسین عجم که در دانشگاه تهران به تحصیل در رشته پزشکی مشغول شده اند ازاو پرسیدم آیا امتیازی برای شما که رتبه دوم کشوری را کسب نموده اید قائل گردیده اند که با جواب منفی ایشان روبرو گردیدم
به عنوان اولین سوال خودتان را معرفی نمایید
بنده نیلوفر مجدی نسب متولد۱۳۶۲/۲/۱۹ در اهواز به دنیا آمدم نام پدرم عبدالعظیم ونام مادرم ملکه افتخار میباشد سه برادر ویک خواهر دارم نریمان ونادر ونوید برادران من ونسترن خواهر من می باشد ومن آخرین فرزند این خانواده هستم

123

خلاصه ای از سوابق تحصیلی خود از دبستان تا دانشگاه را بیان نمایید
۵ سال دبستانم را دبستان حضرت معصومه ودوره راهنمایی را در مدارس راهنمایی صالحین وثمانه ودوران دبیرستانم را در دبیرستان نمونه مردمی حجاب سپری کرده ام بعد از گرفتن دیپلم در همان سال یعنی سال ۱۳۸۰ در دانشگاه اهواز در رشته پزشکی قبول شدم
ودر سال ۱۳۸۸ فارغ التحصیل گردیدم و در سال ۱۳۹۲ در امتحان تخصصی در رشته گوش وحلق وبینی در تهران قبول شدم
خانم دکتر چرا بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه اهواز به مشهد رفتید؟
شوهرم در امتحان تخصصی در شهر مشهد قبول شده بودند وما سال ۱۳۸۸ یعنی همان سالی که من از دانشگاه فارغ شده بودم به مشهد رفتیم وتا سال ۱۳۹۲ در آنجا بودیم بعد ازاخذ تخصص شوهرم مجددا به تهران برگشتیم وهمان سال یعنی سال ۱۳۹۲ خودم در امتحان تخصصی در رشته گوش وحلق وبینی در تهران قبول شدم
از بین شما وخواهرت نسترن خانم کدامیک در درس خواندن زرنگ تر بودید؟
نسترن خانم زرنگ تر بودند وهمیشه برای من الگو بوده اند ایشان علاوه بر اینکه خواهر من هستند استاد من وهمسرم در بخش مغز و اعصاب دانشگاه اهواز نیز بوده اند
خانم دکتر راز موفقیت اعضای خانواده ات را در چه چیزی می دانید؟
در درجه اول تشویق های بی حد وحصر والدینمان که در این راه هیچ کوتاهی برای ما ننمودند وما را همیشه به درس خواندن ترغیب می کردند ودر این میان حضور مادرم پر رنگ تر بود وخیلی دوست داشتند ما به مدارج بالای تحصیلی ارتقاء پیدا نماییم وهمین باعث شده بود که از دوران دبستان به کنکور فکر کنیم

آقای عبد الظیم مجدی نسب وسرکار خانم ملکه افتخار

آقای عبد العظیم مجدی نسب وسرکار خانم ملکه افتخار

از جواب شما دو چیز عاید من گردید اول تشویق والدین شما جهت فرا گیری دروس ودوم سعی وکوشش خودتان حال سوال من این است که اکثر خانواده ها چنین زمینه ای را برای فرزندان خود مهیا می کنند وفرزندان آنها نیز با جدیت درس می خوانند چه عاملی یاعث می شود افرادی مانند خانواده شما تماما در سکوی بالاتری قرار بگیرند؟آیا موضوع خاصی در این موفقیت ها نهفته است؟
جواب این سوال را به شوهرش محول نمودندوشوهر ایشان جواب دادکه والدین ایشان از کوچکی از بچه هایشان خواسته اند که حتما به مدارج بالا برسند واین خواسته والدین در ضمیر نا خودآگاه بچه ها باقی مانده است وبا این تفکر که من باید پزشک یا مهندس بشوم به کسب تحصیل ادامه داده اند ودوم اینکه نان حلال خورده اند من معتقدم کسانی که نان حلال به فرزندان خود می دهند ثمره والایی از فرزندان خود کسب می نمایند
نام شوهرتان واینکه چگونه با هم آشنا شدید؟
ایشان محمد حسن نوروزی اهل بوشهر می باشند ودر یک دانشگاه درس می خواندیم ولی ایشان یک سال از من جلوتر بودند ودر بخش مغز واعصاب باهم آشنا شدیم واین آشنایی کم کم به ازدواج منجر شد در سال ۱۳۸۸بعداز فارغ التحصیلی ایشان همان سال در امتحان تخصصی پزشکی هسته ای در مشهد قبول شدند ولی من به خاطر گذران طرحم وبچه ای که خدا به ما عنایت کرده بوداز درس خواندن جهت اخذ تخصص باز ماندم ولی سال گدشته چون دخترم تقریبا بزرگ شده بود مجددا شروع به درس خواندن کردم وبه یاری خدا امسال قبول شدم

IMAG1379
از فرزندت برایمان بگویید
در سال ۱۳۸۸خدوند به ما دختری عنایت فرمود که نامش را عسل نهادیم وحقیقتا عسل زندگی ما می باشند
آیا تحصیلات شمادراین مدت لطمه ای به زندگی مشترکتان وارد نکرده است؟
مسلما زندگی مرا تحت تاثیر قرار داده است وسختی های بسیار کشیده ام مثلا سال گذشته که شروع به درس خواندن کردم درس خواندن وکار کردن وبچه داری راتواما انجام می دادم واین شرایط برای من سخت بود ولی من معتقدم که این روال زندگی است وباید این واقعیت را پذیرفت الان که من کشیک های شبانه دارم ودر رشته سنگینی درس می خوانم که هم جراحی دارد و هم مسئولیت سنگینی در مقابل بیماران دارم باید این واقعیت را بپذیرم که این روال زندگی را بایستی طی نمایم هر چند سختی برای ما داشته باشد
خانم دکتر یکی از سوالاتی که از دکتر نسترن پرسیدم این بود که چرا بعضی از اطبا منافع معنوی را فدای منافع مادی می کنند به عنوان مثال هر پزشک متخصصی بایستی ۱۵ دقیقه از وقتش را به یک بیمار اختصاص دهد در صورتی که چنین نیست وبرای در آمد بیشتر در این مدت چندین بیمار را ویزیت می کنند نظر شما در این مورد چیست و خودتان را جزءکدام دسته از این پزشکان می دانید؟
رشته من با رشته خواهرم تفاوت داردایشان به بیمارانش پس ازمعاینه نسخه می دهند ولی رشته من جراحی است که اگر لازم باشد باید نمونه برداری واندوسکوپی ازبیمار انجام گیرد ولی بیشترین بیماران ما رابیماران جراحی تشکیل میدهندو وقت ما برای جراحی بیماران متفاوت است که از نیم ساعت تا چهار ساعت ممکن است به طول انجامد واین کار ما با سیستم مطب داری کاملا فرق می کند ولی با نظر شما دایر بر اینکه حقوق بیمار بایستی محترم شمرده شود کاملا موافقم چون تشخیص بیماری در معاینه دقیق صورت می گیرد
تا چه حد به سوگندی که ادا نموده اید وفادارید؟
خیلی اگر خواسته باشم بدون هیچ گونه شعاری به سوالت جواب بدهم باید بگویم اولین وآخرین هدفم در محل کارم بیمارانم می باشند کما اینکه وقتی مشغول کار میشوم خوردن ناهار یا شام برایم معنایی ندارد حتی به خانواده ام تلفن نمی کنم چون تمامی تمرکزم روی بیمارانم معطوف می گردد چون هر چیزی که مایاد می گیریم از بیمارانمان می باشد ودر نتیجه اولویت با بیمار است چون این بیمار ممکن است سرپرست خانواده ای باشد که در نتیجه ما را بیشتر ترغیب به قبول مسئولیت می کند ووقتی در بیمارستان کار می کنم احساس می کنم خانواده ای ندارم
بعضی از پزشکان کار دوم آنها طبابت شده است وکاراول آنهاوارد شدن در کارهای ساخت وسازویا سایرکارهایی شده است که منافع آن از منافع پزشکی بیشتر است نظر شمادر مورد این پزشکان خاص چیست وآیا این کارآنها مورد تایید شما می باشد؟
به نظر من مسیر وانتخاب این نوع پزشکان کار درستی نیست واین نوع پزشکان شناخت درستی از خودشان ندارندوپزشکی را فقط برای عنوانش خواهانند ادامه جواب سوالم را شوهرش به عهده گرفتند ایشان فرمودند برای من سوال است که پزشکی که این همه سختی ومرارت را به جان می خرد تا پزشک شود چرا وارد شغل دیگری میشود واین سوالی است که باید از خودشان پرسید شاید دید گاههای دیگری داشته باشند بنده جهت گرفتن تخصص اینقدر زحمت کشیده ام که حاضر نیستم شغلم را با هیچ شغل دیگری عوض نمایم
تا چه حد خاندان مجدی را می شناسید؟
ماشااالله خاندان مجدی خیلی بزرگ و گسترده است ومن در سایت خاندان مجدی با کمک شما وسایرین کم کم با انها آشنا می گردم ولی اطرافیان خودم را به جهت اینکه زیاد رفت وآمد داشته ایم کاملا می شناسم
خانم دکتر ما درصدد ساختن حسینیه ای جهت برپایی مراسمات چند منظوره خاندان مجدی میباشیم وزمین آنرا یکی از خانوادهای خاندان مجدی اهدا نموده اند آیا حاضر به مشارکت مادی در این کار خدا پسندانه می باشید؟
تا جایی که برایم مقدور باشد کمک می نمایم
با توجه به برنامه فشرده کاری شماکه بایستی خانه داری وبچه داری ودرس خواندن را تواما انجام دهید آیا زمانی به نام اوقات فراغت دارید واگر دارید چگونه آنرا سپری می نمایید؟
اوقات فراغت خود را در درجه اول باآشپزی که کار محبوب من است پر می کنم بعدازآن خرید کردن ودیدار تلفنی ویا حضوری با دوستان وسرکشی به اینترنت جهت یاد گیری هرچه بهتر رشته ام وکسب معلومات جدید
تاچه حد همسرتان در امور تحصیلی یار و مدد کارتان بوده اند؟
ایشان فوق العاده به من کمک کرده اند بخصوص برای امتحان تخصص ام که همزمان شده بود با گرفتن تخصص خودشان وایشان در حال دادن امتحان برد بودند وجمع آوری پایان نامه اش ودر این شرایط سخت مرا تشویق به درس خواندن می نمود وبه من روحیه می داد شما در نظر بگیرید که من بایستی ۳۰ کتاب با حجم بسیار بالا را بخوانم وبا ۱۷۰۰۰ نفر نخبه رقابت نمایم ورتبه زیر ۵۰۰ بیاورم تا بتوانم در رشته مورد علاقه خود قبول شوم استرس شدیدی داشتم ودر شهری غریب بودم در چنان شرایطی ایشان به من دلداری وروحیه می دادندواز بچه نگهداری می کردند وبه تمام معنی یار ومددکار من بودند الان هم که در تهران هستیم ده شب در طول ماه کشیک شبانه دارم وروزهایی هم که کشیک ندارم از صبح تا عصر در بیمارستان ودرمانگاه مشغول به کار هستم باز هم مرا یاری می کند وهیچگونه اعتراضی ندارد چون مرادرک کرده است ومیداند به این رشته علاقه شدیدی دارم وبه طور کلی عرض کنم همسرم مرا هم از نظر روحی وهم از نظر زمانی بسیار یاری کرده اند ومی کنند
شوهرتان از آشپزی سر رشته ای دارند وآیا آشپزی می کنند؟
نخیر ایشان اشپزی بلد نیستند
خانم دکتر اگر بستری برایتان فراهم گردد که جهت ادامه تحصیل به خارج از کشور برویدآیا مبادرت به این کار می نمایید؟
این سوال را چندین نفراز من پرسیده اند ویکی از این افراد برادرم نریمان می باشد که در امریکا هستند ولی من مایل به این کار نیستم چون رشته پزشکی هر کشوری در همان کشور کاربرد دارد چون رشته ای است که با حیات انسانها سروکار داردو کشورهای دیگر بخصوص امریکا مدرک پزشکی ایران را قبول ندارند در ثانی من در کشور خودم شناخته شده هستم وخانواده ام و تمام اقوام ودوستانم در این کشور هستند ودل کندن از آنها برایم مقدور نیست از این نظر مایل نیستم به عنوان شهرونددوم در کشور دیگری سکونت نمایم و ترجیح می دهم در کشوری زندگی نمایم که شناخته شده هستم
از سایت خاندان مجدی دیدن می کنید؟
بله واز روزی که با این سایت آشنا شده ام دیدن می کنم
خانم دکتر نسترن به من گفتند من درحرف زدن مهارت دارم ونیلوفر خواهرم در نوشتن آیا حاضریددر صورتی که فرصتی برایتان حاصل گردید جزء نویسندگان سایت شوید؟
خیلی دوست دارم ولی امسال با توجه به کشیکهای سخت شبانه وازدحام کارهایم نمی توانم ولی سال دیگر به یاری خدا مبادرت به این کار می نمایم
چه پیشنهادی برای بهتر شدن سایت می نمایید؟
من در کارهای مربوط به اینترنت وسایت سر رشته ای ندارم که خواسته باشم نظری بدهم اما به نظر بنده در مقایسه با سایت های دیگر سایتی کامل وبه روز است است ولی به پیشنهاد یکی از دوستان اگر بتوانید اتاق چت روم را در سایت جهت آشنا شدن افراد خاندان با یگدیگر طبق شرایطی راه اندازی نمایید کار شایسته ای انجام داده اید
در اولین همایش خاندان مجدی شرکت ننمودید چرا وآیا در دومین همایش شرکت می نمایید؟
درگیر امتحان خودم وکارهای مربوط به گرفتن تخصص شوهرم بودم ولی به یاری خدا در دومین همایش شرکت می کنیم ولی فیلم اولین همایش را دیده ام
شهر مورد علاقه شمادر ایران چه شهری است؟
چون در اهواز بزرگ شده ام علاقه زیادی به این شهر دارم
آیا حاضرید بعد از اخذ تخصص به این شهر برگردید؟
بله
کشور مورد علافه شما؟
سفر خارج از کشور به آن صورت نداشته ام تا بتوانم قیاس نمایم
آیا تصمیم دارید در امتحان فوق تخصص نیز شرکت نمایید؟
رشته ما جهت فوق چندین گرایش دارد ودرهر یک از این گرایش ها می توانم ادامه تحصیل بدهم ولی بنا به گفته فارغ التحصیلان در این رشته احتیاجی به این کار نیست ومن اکنون هر روز چیز تازه ای یاد می گیرم واگر بعد از چهار سال احساس کردم که هنوز مطالبی هست که من باید آنها را یاد بگیرم حتما به دنبال آن خواهم رفت
خانم دکتر از اسامی اشخاصی که نام می برم کدامیک را می شناسید؟
پاتریس لومومبا نمیشناسم
امیلیانوزاپاتا نمیشناسم
مرتضی محجوبی نمیشناسم
کلنل علینقی وزیری نمیشناسم
دکتر حسین فاطمی نمیشناسم
چه پیغامی برای هم فامیلی هایت دارید؟
از اینکه فرصتی بدست آمد که هم از طریق سایت وهم از طریق شجره نامه با خاندان مجدی آشنابشوم خیلی خوشحالم مخصوصا با دیدن شجره نامه که بوسیله آن با تمامی فامیل عزیزم آشنا شده ام قبل از دیدن شجره نامه نمی دانستم شجره نامه خانواده ام به چه شکلی است شاید چند نسل را پدر ومادرم به من گفته باشند وافتخار می کنم که جزء خاندان بزرگ مجدی هستم وهر روز که می گذرد افراد خاندان را بیشتر می شناسم واین شناخت احساس خوبی به من می دهد وخودم را فرد کوچکی از این خاندان می دانم
خانم دکتر چه آرزویی دارید؟
آرزوی من سلامتی کلیه اعضای خانواده است ودوست دارم در کمال صحت وسلامت همگی دور هم جمع باشیم
در پایان از ایشان خواستم دوسوال از من بنمایند که بنده به دو سوالش جواب دادم
جا دارد از ایشان وهمسر بسیار خونگرم ودوست داشتنی او تشکر نمایم وبه این نکته اشاره نمایم که خواستن توانستن است بانویی که بعد از گذشت چهار سال تلاش در امور همسر داری بچه داری خانه داری واز همه مهمتر درس خوانی در شهری غریب ودور از خانواده توانست پله های ترقی را پشت سر بگذارد وبه سر منزل مقصود برسد در این راه سختی های زیادی را متحمل گردید ولی چون کوه استقامت از خود نشان دادواز هیچ چیزی نهراسید تلخی ها ونا کامی هاوسختی ها وکاستی ها را صبورانه به جان پذیرا شدند تا بذر نیلوفری را که کاشته بود ند ثمر بدهد وبا جدیت و تلاش وکوشش خستگی ناپذیرش این بذر جوانه زدوبالا آمد وچنان بالا آمد تا برسر او سایه افکند واکنون در سایه اش زندگی می کند وچه سایه دلپذیری سایه ای که نیلوفر را نیلوفرانه کرد
حق یارتان باد محمد حسن مجدی نسب

برچسب ها : , , , ,   

  

این مطلب ۶ دیدگاه دارد

خیلی مشتاقم ایشون را از نزدیک ببینم.امید دارم در همایش امسال چشممان به جمال خیلی ها روشن بشه.موفق باشی.



بسیار عالی دست شما درد نکنه بابت تهیه مصاحبه
ولی فکر نکنم تاریخ ملاقات رو اشتباه ذکر کردین



جناب مجدی حق با شماست تاریخ صحیح ۲۴/۹/۱۳۹۲ میباشد



دست شما درد نکند . مصاحبه ی زیبایی بود . انشا الله که در گردهمایی نوروز ۹۳ حضور داشته باشند



خدای من اینهمه فامیل واینهمه غربت ؟نیلوفر خانم ما همین نزدیکی هستیم اگر مایل به مراوده باشید کافی است یه نگاه به این پایین ها بندازین



خدا یار و یاورت با شد به داشته هایم افتخار میکنم و از دور دست ملکه افتخار را میبوسم که چنین فرزندانی در دامان خود پرورش داده که به انها مباهات کنیم



ارسال دیدگاه

نظر شما :